تبليغاتX
خاک

خاک

خیزش آزادی خواهانه کارگران

عابد توانچه ...

عابد توانچه ..... فقط همین نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم فقط در لحظاتی هستم که او به این اشاره می کرد که راه مبارزه طولانی است خود او چه کار ها که برای بهروز نکرد و اکنون نه به نقد بلکه به کوبیدن جنبش همراه با داب تهران و دیگر سایت ها ادمه می دهد،آقای عابد بهروز کریمی زاده رفت به قول شما کسی که در حکمتیست بود رفت،کاوه عباسیان رفت، آن ها رفته اند و جنبش در دستان تو است توئی که می توانی شرایط را عوض کنی برو و عوض کن به قول خودت حکمتیست ها را پاک کن، رفیق تو صد ها بار دم از مقاومت و دادن چک های آنچنانی زدی و گفتی من هیچ کدام را قبول نکردم یادت هست که خیلی ها را خود معرفی کرد یادت هست که گفتی یکی از همان عاملان اطلاعات بود به تو میل زد و گفت من اطلاعاتی نبودم و نیستم من عامل جاسوسی نبودم و نیستم چه شده لو رفتن داب از طرف حزب اکنون به یادت افتاده؟ می خواهی بکوبی ؟ بکوب بکوب محکمتر بکوب و یاد داشته باش حرف هایت را ما که به خدا اعتقادی نداریم هم تو هم من هم کسانی که در حکومتند ولی امیدوارم به وجدانی که اصلا نمی دانیم چیست اعتقاد داشته باشی تا به درد بیاید کار تو نقد داب نبود نقد حکمتیست ها نبود ترور شخصیت کار تو است همان گونه که بار ها کسی به من گفت کسی که زیاد بلوف می زند آخر سر پشیمان می شود و بر میگردد تقصیر بهروز کریمی زاده چیست که افرادی بدون شناخت درست از شرایط پا در عرصه گذاشتن مگر بار ها خود بچه ها و از جمله تو نگفتی که ما اثرات این کار را می دانیم و با ایمان به مارکسیسم و عمل سیاسی در این کار آمده ایم مگر شما نمی گفتید که حتی بار ها خانواده ات را تهدید کردند و تو هیچ نگفتی و سر موضع ماندی رفیق مگر تو نبودی که بار ها به زندان رفتی و از تمام جاسوسان خورد گرفتی خیلی ها مخالف حکمتیست اند اما هیچ وقت نکوبیدند،یادت هست پریسا مضینانی را چگونه در این روز ها به او رفتار می کردی و در دو سه جمع او را بسیار کوچک کردی ؟ آیا برای این که کارت به 15 سال زندان نکشد به جرم توهین به رهبری حاضری این گونه باشی ؟و شرفت را به بفروشی؟

آقای عابد سر اطلاعات لو رفته واثبات شده و تایید شده از طرف دیگر رفقا زیر بازجویی های سهمگین دوباره در طیف دوم دستگیری ها بچه ها باید شکنجه می شدند؟ من می دانم که بهروز کریمی زاده گر هم این کار را کرده باشد و بر سر بچه ها رفته باشد و گفته باشد که همه چیز لو رفته بگویید برای چیست من می دانم که اگر آدم این را بگوید تا هم آزاد شود و هم دیگر رفقایش را از کمند شکنجه برهاند بهتر از این است که جاسوس ود یا به کوبندگی جنبش از درون بپردازد

رفیق عابد مگر افراد زیادی نبودند تا اکنون که در زندان از این گونه همکاری ها کردند و در همان زندان اعدام شدند؟اگر رفیق این هماهنگی ها را داشت حتما اعدام می شد وگرنه در زمان خروج باید جاسوس می شد؟

یادت رفته است آن استقبال ها از رفیق بهروز را از همه گروه های سیاسی دانشگاه آمدند؟چگونه ممکن است برای آدمی به این نامردی کسانی بیایند یا نه شاید رفیق بهروز گول خورده؟ کسی که توانست تا زمان حضورش داب را که از هیچ گروه درون حکومتی برعکس تشکل های دانشجویی دیگر برخوردار نبود اداره کند؟ بهروزی که برای جامعه اش داشت فدا می شد و شد تا حدی از دست دادن شنوایی گوش سمت چپ،خون ریزی کلیه،خون ریزی مقعدی این ها کافی نبود رفیق؟ این ها کافی نبود تا با زیر بار رفتن به این که یکی از بهترین دوست هایش او را لو داده و اکثرا در حال شکست خوردنند خودکشی کند؟کسانی که جاسوس بودند که جدا و لی بسیاری از افراد نیز در زندان خیلی زود شکسته شدند آن ها به فکر چه بودند مگر آن ها نمی دانشتند اعدام های ده شصت را؟ چرا می دانستد و بار ها اعلام کردند که حکومت های استبدادی بد برخورد می کنند؟ مگر تو خودت مخالف اسم مستعار نبودی ؟ یعنی گفتن مطالب باید با اسم خود بود تا همه چیز زود لو رود و بچه ها زود گیر بیفتند؟

رفیق بس است به خودت بیا باز هم به آن رفقای دیگر که جاسوس بودند ولی شرف داشتند و بعد از اتمام قضیه دیگر همکاری نکردند تو دیگر شرف را که هیچ حیوانیت را هم زیر پای گذاشته ای

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 7:10 PM  توسط خاک  | 

چه بنویسم از اطلاعات؟؟

آمدیم درباره وزارت بگیم دیدیم که چه بگیم ولی می گم که خبر دستگیری فرهاد حاجی میرزایی تا چند روز پیش درج نشده بود حقیقت داشت و من نمی دانم چه بگویم یا خانواده فرهاد نویسنده این سایتن یا خائن آنهایند یا که وزارت اطلاعات با توجه به این که خودشان دستگیر کردند گردانندگان این وبلاگ اند؟ نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 5:19 PM  توسط خاک  | 

داب تهران!!!

بعد از پرس و جو و انجام عملی فهمیدم که اگر وبلاگی را که فیلتر شده بود حذف و دوباره بسازی فیلتر آن برطرف می شود این یکجور تکذیب نامه است برای مطلب قبلی ولی خدا وکیلی کی اینقدر با صراحت با قدرت با اطلاعات زیاد می تواند از پرونده بچه ها بگوید یا خود بچه ها بر علیه خودشان می نویسند یا بازجوهایشان در ضمن خبر دستگیری فرهاد چگونه قبل از پیچیدن خبر پخش شد؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 1:55 AM  توسط خاک  | 

مادر پورعبدالله: پسرم نمی تواند راه برود چه کسی دیه او را می دهد؟

محمد پورعبدالله از دانشجویان طیف چپ، که در بهمن ماه بازداشت شده بود، همچنان در زندان قزل حصار نگهداری می شود. به گفته مسئولان دادگاه انقلاب قرار است، پرونده وی ظرف چند روز آینده تعیین شعبه شود. این دانشجوی زندانی دانشگاه تهران، که در جریان بازداشت دانشجویان طیف چپ در آذرماه ۸۶ نیز بازداشت شده بود، در شرایطی در زندان قزل حصار نگهداری می شود که این زندان در طبقه بندی سازمان زندانها، محل نگهداری جرایمی چون قتل، قاچاق شرارت و ... است. مادر این دانشجوی زندانی که طی سه ماه گذشته بارها با مراجعه به دادگاه، خواهان آزادی فرزند خود شده است، درحالی که به شدت از وعده های دروغ قاضی دادگاه شکایت دارد، می گوید:" چرا بچه من باید در زندان باشد، چون ایرانی است؟ اگر خارجی بود آزادش می کردند؟ " او در مورد وضعیت محمد می گوید:" بعد از این مدت، دیروز توانستم با پسرم در زندان ملاقات کنم. در بند عمومی زندان قزل حصار نگهداری می شود. در ملاقات متوجه شدم که نمی تواند خوب راه برود، هر چه ازاو پرسیدم چه شده ، پاسخی نداد. وقتی شلوارش را بالا زد، دیدم از ۲۸ اسفند ماه که بچه من را در بند ۲۰۹ کتک زدند، تا حالا هنوز پای این بچه از زانو به پایین متورم است و زخمی است. خودش چیزی در این مورد نمی گوید، اما من می دانم که در بند ۲۰۹ به شدت بچه من را شکنجه کرده اند." الان دندان درد دارد، دارو نمی دهند. هفته ای ۵ نفر را به بهداری منتقل می کنند، در آنجا هم هیچ رسیدگی به وضعیت آنان نمی کنند. دارو نمی دهند. من خودم دارو خریدم برای درد دندانش، اما اجازه نمی دهند دارو رابه او برسانم. در یک زندانی که همه معتاد هستند و وضعیت بهداشتی زیر صفر است، پسر من به چه اعتبار و امنیتی برود دندانش را در بهداری زندان بکشد؟ وضعیت غذا هم که افتضاح است، من علاوه بر اینکه باید برای مایحتاجش به او پول بدهم، هفته ای ۵۰ هزارتومان نیز پول می ریزم برای اینکه بتوانند مواد غذایی تهیه کنند و غذا در زندان درست کنند. آخر این شد وضعیت زندان؟!" او ادامه می دهد:" اصلا جای بچه من در زندان نیست. بچه من به چه جرمی باید در زندان قزل حصار باشد؟ اگر اتهامش سیاسی است، چرا باید در زندان قزل حصار باشد، چرا به اوین منتقلش نمی کنند؟ دادگاه انقلاب به آقای مصطفایی( وکیل محمد) قول داد که برایش وثیقه تعیین می کند. دو روز پشت سرهم بچه من را آوردند دادگاه، شما تصور کن که یک مادر؛ بچه اش را در چنین شرایطی ببیند، البته همه انسان هستند، ولی یک پسر ۲۳-۲۴ ساله دانشجو را با یک مرد ۷۰ ساله معتاد دست بند زدند، آنجا صندلی خالی هست، اما اجازه نمیدهند اینها بنشینند، روی زمین نشستند، روی خاک. مگر اینها انسان نیستند؟ " " بعد گفتند گواهی پزشک متخصص مادرش را بیاورید، که تأیید میکند عدم آزادی محمد میتواند برای من خطر جانی داشته باشد، این گواهی را هم ضمیمه پرونده کردیم و گفتند که با قرار وثیقه آزاد می شود. اما بعد حرفشان را تکذیب کردند که اصلا وثیقه ای صادر نشده! قاضی سبحانی هم می گوید من برای آزادیش حرفی ندارم اما معاون دادستان مخالف است!" این معلم بازنشسته در مورد انتقال پسرش به بند ۲۰۹ برای بار دوم میگوید:" دوباره همان بازجویی های قبلی را تکرار کردند که اتهاماتش را بپذیرد، اما محمد می گوید من کاری نکردم که امضا کنم. می گویند وبلاگ نوشتی، الان دیگر همه وبلاگ می نویسند، فقط می خواهند خانواده را اذیت کنند، اینها مردم آزارند، آیا اینها مسلمانند؟ اولین شرط مسلمانی این است که اگر کسی را زدی، بدنش را زخمی کردی باید دیه آن را بپردازی، الان دیه پای بچه من را چه کسی می دهد؟ من بقیه بدنش را ندیدم، فقط پاهایش را دیدم، بچه من نمی تواند راه برود، دیه اش را چه کسی می دهد؟ قاضی سبحانی یا آقای شاهرودی؟ چرا کسی به داد مردم نمی رسد؟ " کمیته گزارشگران حقوق بشر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:12 AM  توسط خاک  | 

باز شدن سایت هک شده و فیلتر شده و هک شدن سایت باز شده!

این داب چقدر سوتی میده کسانی که آن را دنبال می کنند(هر چند ارزشش رو نداره)فهمیده اند که در داب تهران در نظرات اعلام شده  که وبلاگ داب تهران 1 هک شده و وبلاگ داب تهران(dabtehran.blogfa.com) دوباره باز شده در حالی که بعد از هک شدن این وبلاگ ، داب تهران فیلتر شد از طرف جمهوری اسلامی و چگونه این وبلاگ دوباره راه اندازی شده بعد از فیلتر شدن خدا می داند مگر این که این ها خودشان اطلاعاتی باشند که البته شکی در این نیست حالا خدا می داند که این دو وبلاگ چه می خواهند بکنند البته به نظر من این وبلاگ داب تهران 1 هک نشده بلکه ترفندی است برای داشتن دو وبلاگ و زیاد کردن پیاز داغ کار امیدوارم مردم حس انسان دوستانه خود را دوباره به دست آورند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 3:46 PM  توسط خاک  | 

بیانیه و اخبار تکمیلی داب رجایی

بنا به اخبار رسیده در تجمع امروزی که به فراخوان 11 تشکل کارگری به مناسبت 1 می در پارک لاله برگزار شد ،از همان ساعاتآغازین روز چنان انبوهی از نیروهای پلیس و اطلاعاتی در پارک به چشم میخوردند که صحنه کاملا به یک حکومت نظامی شبیه بود و از همان ابتدا به بازداشت افرادی که قصد شرکت در تجمع را داشتند، یورش برده و آنها را با ضرب و شتم وحشیانه از محل به درون ونهای نیروی انتظامی و دیگر وسایط نقلیه که مساحت پارک و به ویژه پیرامون آب نما را به اشغال خود دراورده بودند هدایت میکردند. تا کنون ما از دستگیری چند تن از فعالین دانشجویی حاضر در این تجمع مطلع شده ایم که به قرار زیر است:

حمید ملک زاده دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران

کاوه مظفری دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

امیر یعقوبعلی دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

همچنینی 4 نفر دیگری که به همراه رفقا کاوه و امیر حضور داشتند و احتمالا از دانشجویان دانشگاه علامه بوده اند نیز بازداشت شدند.

بنا به گفته شاهدین تعداد زیادی از فعالین کارگری و نیز در میان بازدلشتیها بودند.اخبار تکمیلی را به محض دریافت منتشر خواهیم کرد

ما فعالین دانشجویی دانشگاه رجایی خواهان آزادی بی قبد و شرط تمامی فعالین کارگری و دانشجویی بازداشت شده در این تجمع هستیم و بر ضرورت آزادی تجمع و اعتصاب و ایجاد سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری و زنان و دانشجویی پای میفشاریم


بنا به گفته خاضرین در تجمع امروز علیرضا ثقفی از فعالین با سابقه و فزندش محسن بازداشت شده اند. همچنین انوشه آزادبر دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز در میان دستگیرشدگان مشاهده شده است.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:41 PM  توسط خاک  | 

به مناسبت روز جهانی کارگر

/* /*]]>*/ به مناسبت روز جهانی کارگر و اتفاقات امروز برای""به مناسبت روز جهانی کارگر"" فقط می توانم بنویسم که روز آزادی خواهی تمام بشراست زیرا همه ی ما کارگر هستیم اگر تعریف درستی از کارگر داشته باشیم. ولی برای""اتفاقات امروز"" با توجه به این که من آنجا بودم در پارک لاله می خواهم گزارشی کامل بدهم: ساعت 5.12 دقیقه ناگهان با گیر دادن گشت ارشاد به یکی از کارگران درباره ی شروع شعار گرفتن ها شروع شد و درگیری زیادی که تا به حال سابقه نداشته انجام شد این درگیری از مشت و لگد گرفته تا باتوم برقی و ... ادامه داشت که این درگیری شاید به جرعت بتوان گفت شامل 15-10 لباس نیروی انتظامی بود و با تغییر چهره های اساسی لباس شخصی ها شما می توانستید شاهد حضور بیش از 50 یا 70 تن لباس شخصی باشید بعد از گرفتن ها آن ها شروع به پاک سازی کردن که شامل بیرون انداختن مردم از پارک و گرفتن انسان های مشکوک بود بعد از آن ماشین های گشت ارشاد به سمت دیگر پارک رفتند این ماشین ها در بردارنده ی افراد مشکوک و فعالین کارگری و دیگر افراد حاضر بود لازم به ذکر است که بعد از انتقال آن ها به داخل ترین بخش پارک شروع به زدن فعالین کردند و آن هایی را هم که در این بین به عنوان بد حجابی گرفتند را نیز زدند و بعد از آن  من در بخش خروجی پارک و در پیاده رو های آن شاهد آمدن آمبولانس بودم . این حرومزاده هایی که امروز این کار را انجام دادند نه تنها می دانستند چی کار می کنند بلکه حتی از سرباز نیز استفاده نکرده بودند آن ها گفتند این کار کاری امنیتی است و دور شوید و وقتی دیدند که مردم دور نمی شوند گفتند که باید شروع به پاک سازی کرد که کردند آن ها تا یک ساعت بعد از این واقعه هنوز فعالین را به مکان مشخصی منتقل نکردند. دوربین هایشان برای شناسایی فعالین نه تنها در بین کارگران و درگیری ها می چرخید بلکه در بین مردم نیز می چرخید و از افراد بننده فیلم برداری می کرد. این درگیری برگی سیاه دیگر بر کارنامه این حاکمیت اضافه کرد.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:15 PM  توسط خاک  | 

منتظر باش رفیق منتظر باش که طوفانی سهمگین در راه است و من بسیار خشمگین،حاج سعید

منتظر باش رفیق که داد مرا و فریاد مرا چنان باور خوای کرد که از داب تهران انصراف دهی و فقط به کار سر بازجویی بپردازی

قطعا برایت مقاله ای از گافهایت به خاطر اطلاعاتی بودنت می نویسم نگران مباش و منتظر باش

این یک هشدار است برای داب تهران۱

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:3 PM  توسط خاک  | 

یک چیزی بگم؟

یک چیزی بگم؟ لطفا دربارهی انتخابات اگه وبلاگ رو می بینید نظر بدین تا من در اواخر این ماه یک مقاله از خودم بگم درباره ی نظراتتون!

لطفا!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 8:55 PM  توسط خاک  | 

اطلاعیه شورای انقلاب در ۳۰ فروردین ۱۳۵۹ و آغاز انقلاب فرهنگی

ستادهای عملیاتی گروههای گوناگون، دفترهای فعالیت و نظایر اینها که در دانشگاهها و موسسات عالی مستقر شده اند چناچه ظرف سه روز از صبح شنبه تا پایان روز دوشنبه اول اردیبهشت برچیده نشوند شورای انقلاب مصمم است که همه باهم یعنی رییس جمهور( بنی صدر) و اعضای شورا مردم را فرا خوانده و همراه با مردم در دانشگاهها حاضر شوند و این کانونهای اختلاف را برچینند. ( به نقل از اعلامیه شورای انقلاب).
در روز ۲۸ فرودین دانشگاه علم و صنعت در تهران به وسیله انجمن اسلامی تعطیل و سپاه پاسداران دانشگاه را محاصره کردند. دانشجویاندانشگاه صنعتی نیز مورد حمله قرارگرفته و پس از مقاومت تصمیم گرفتند به همراه سایر دانشجویان  دردانشگاه تهران به مقاومت خود ادامه دهند. دانشجویان در زیر حملات حزب الله و نیروهای سپاه که با سنگ و گاز اشک آور حمله می نمودند ساعت ۱۱.۵ بعد از ظهر دوشنبه اول اردیبهشت مجبور به ترک دانشگاه شدند. ترک دانشگاه در زمانی صورت گرفت که رادیو با پخش اعلامیه های شورای انقلاب تهدید می کرد که روز سه  شنبه با مردم به دانشگاه میروند. بنی صدر در راس حزب الله روز سه شنبه دوم اردیبهشت وارد دانشگاه شد و اعلام کرد: اینها این گروههای چپ نما در دو روز گذ شته ابتکار عملیات قهرآمیز را دست گرفتند. چرا ؟ بهانه این بوده که دولت می خواهد دانشگاه را تعطیل کند. غافل از اینکه خودشان دانشگاهها را تعطیل کرده اند. اکنون در دانشگاه درس و بحثی در کار نیست و عملا به مرکز فعالیتهای تخریبی و صدور این فعالیتها تبدیل شده است. بدین قرار همانطوری که تعطیل دانشگاهها دلیل نداشت، ایجاد برخوردهای خونین از سوی چپ نمایان نیز دلیل نداشت ( انقلاب اسلامی نشریه بنی صدر سوم اردیبهشت ۱۳۵۹).
  همزمان در تهران، نیروهای حزب الله و سپاه و کمیته و در راس انها دانشجویان انجمن اسلامی در شهرهای مختلف به دانشگاهها حمله کرده و با سرکوب دانشجویان به بستن دانشگاهها دست زدند. بنا بگزارش صدای جمهوری اسلامی ۱۳۰ نفر در حمله به دانشگاههای تهران زخمی شدند.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 8:53 PM  توسط خاک  |